كتابى نوشت كه مورد ستايش ايشان بود ؛ حال آنكه تمام مطالب آن ، پوچ و بيهوده بود .
آنها مىدانستند كه از آن كتاب چيزى نمىفهمند . خود فرفوريوس هم نفهميده بود .
يكى از معاصران فرفوريوس به نقض و ردّ نظريهء او پرداخت و او به آن چه از نوشتههاى پيشينش بىاعتبارتر بود ، وى را پاسخ داد .
شرح و تفسير
شيخ الرئيس در فصلهاى پيشين به ردّ نظريّهء اتحاد عاقل و معقول پرداخت و چون گروهى از فيلسوفان مشّا و از جمله فرفوريوس
) eryhproP (
، طرفدار اين نظريه بودهاند ، در اين فصل ، آنها را به نداشتن فهم و قصور فاهمه متهم كرده است .
صدر المتألّهين - با همهء احترامى كه براى شيخ الرئيس قائل است - با نظريّهء شيخ الرئيس مخالف و خود از ستايش گران فرفوريوس است . او مىگويد :
يكى از بزرگان حكماى متألّه - كه در علم و توحيد راسخ بوده است - فرفوريوس مشّايى ، واضع ايساغوجى است . او به نظر من يكى از بزرگترين اصحاب معلم اوّل بود .
او فيلسوفان مشّا را به سرچشمههاى علومش هدايت و به اشارات خويش ارشاد كرد .
آنچه او دربارهء علم النفس و علم ربوبى و چگونگى معاد و بازگشت نفس به عالم حق و
هامش
ديگران برتر بود . از نوشتههاى او كتاب ايساغوجى و ديگرى كتاب مدخل بر قياسات حمليّه است كه به وسيلهء ابو عثمان دمشقى به عربى ترجمه شده است ( محمد معين ، فرهنگ فارسى ، ج 6 ، ص 1342 ) .
وى رسالههاى فلوطين را در شش مجلّد كه هر كدام مشتمل بر نه رساله بود ، مرتّب كرد و از اينرو ، آن تصانيف ، « رسالات نهگانه » ناميده شده است . ( همان ، ص 1378 ) .