تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
بايد گفت : چنان‌كه از نظر شيخ الرئيس ، اتّصال محذورى ندارد ، بايد از نظر او اتحاد هم محذورى نداشته باشد . در اين‌جا باز هم اضافه مىكنيم كه اگر منظور از اتحاد ، اتحاد ماهيّات باشد ، درست نيست ؛ ولى اگر منظور اتحاد وجودى باشد ، مانعى نيست .

نفى اتحاد عاقل‌ها

از آن‌جا كه شيخ الرئيس با دغدغه‌اى كه دارد ، اتحاد نفس را با عقل فعّال ، نفى مىكند ، بايد به ايشان عرض كنيم كه اگر دغدغه‌شان به جا باشد ، اتحاد عاقل‌ها ممتنع است و اگر به جا نباشد ، چرا اتحاد عاقل‌ها را نپذيريم ؟ از نظر ايشان مانع اتحاد عاقل‌ها تكّه‌پاره شدن عقل فعّال يا كامل و و اصل شدن يك‌بارگى نفس است و ما ديديم كه اينها مانع نيستند . حال ببينيم مانع ديگرى بر سر راه اتحاد عاقل‌ها هست يا نيست ؟ اگر مقصود از اتحاد عاقل‌ها اتحاد ماهوى آنهاست ، صحيح نيست . بارها گفته‌ايم كه ماهيّت ، خاستگاه كثرت است و اتحاد ماهوى آنها ممكن نيست و اگر مقصود ، اتحاد وجودى آنها باشد ، به اين معنا كه ماهيّت نفس و ماهيّت عقل ، موجود به وجود واحد شوند ، پذيرش آن دشوار است . چگونه مىتوان گفت : نفس و عقل ، موجود به وجود واحدند ؟ مگر اين‌كه بگوييم : انّيّت نفس در انّيّت عقل فعّال ، فانى و مستهلك مىشود .

آخرين سخن شيخ الرئيس

او سرانجام ، به سراغ اتحاد نفس با عقل مستفاد رفته ، مىگويد : على أنّ الإحالة في قولهم : إنّ النّفس النّاطقة هي العقل المستفاد حين ما يتصوّر به قائمة بحالها . در حقيقت ، مىخواهد بگويد : محذور اتحاد نفس با عقل فعّال ، تنها تكّه‌پاره شدن