تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
واحده ، افزونى خواهد پذيرفت ، بلكه اجزاى غيرحيّه خارجيّه نيز ، به‌سبب جذب روح حيات ، به اجزاء داخليه متحد شده ، در اداء وظائف و اعمال آنها مشاركت و معاونت خواهد ورزيد . و چون روح حيات روى به نقصان آورد ، اندك‌اندك آن التيام و ائتلاف تناقض پذيرفته ، آن اتحاد به اختلاف مبدل خواهد شد ، تا آنكه بعد از مرور زمان قليلى ، بالمرّه آن اجزاء و عناصر متلاشى گردد و آن انسان واحدى كه عبارت از هيئت مجموعه است ، نيست و نابود شود . اين است سبب وحدت شخصيه در عالم انسانى و اين است موجب زوال آن . و پس از اين واحد به وحدت شخصيه ، واحد به وحدت بيتيه است . و روح حيات اين خويشى و قرابت قريبه است و بدين‌جهت جامعه اشخاص متعدده با اختلاف طبايع و تبائن [ 1 ] اهواءِ اعمال و افعال خود را با يكديگر موافق نموده در استحصال نتيجه واحده‌اى كه مستلزم بقاء كل است ، سعى مىنمايد و هريكى خدمت هيئت مجموعه را كه فىالحقيقه وحدت خود او مىباشد ، از جان و دل به‌جا مىآورد و چون قرابت و خويشى اندكى دور شود ، وحدت بيتيّه از ميانه برداشته شده وحدت عشيره‌اى كه عبارت از ارتباط بيوتات [ 2 ] متعدده و جماعات متكثره است ، به منصه شهود جلوه‌گر خواهد شد و واحد به وحدت در عشيرهء صورت هستى خواهد نمود و روح حيات اين هيئت اجتماعيه قرابت مطلقه است و اين قرابت مطلقه آن عشيره را كه عبارت از جماعات متعدده است ، بر اين مىدارد كه همه ندّاً [ 3 ] واحدة ، در استحصال منافع ، سعى خود را به‌كار برند و مضار عموميه را به اتفاق يكديگر دفع سازند و با سائر عشاير ، همسرى كنند و در اكتساب جاه و شوكت با آنها مجارات [ 4 ] و مبارات نمايند و علىالدوام جوياى برترى و تفوق باشند . و سپس اين واحد به‌وحدت در عشيره واحد به وحدت جنسيت است و اين وحدت را ماهيت و حقيقت ممتازه و روح حياتى نيست ، مگر اتحاد در لغت . والحق اين
هامش
[ 1 ] . جدا و مخالف [ 2 ] . خانه‌ها [ 3 ] . بالكسر به معنى مثل و نظير ندّاً واحده يعنى يكسان [ 4 ] . مقابله و همسرى
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 226 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني