در سرّ
عجيبه ابرهاى سياهى آفاق را گرفته است ؟ چه گردهاى عظيم و غبارهاى غليظ و گردبادهاى شديد جوّ را پركرده است ؟
دلها در لرزش است ، رنگها همه پريده است ، اين چه آوازهاى مهول [ 1 ] است ، اين چه نعرههاى جانكاه است ، اين چه صياحهائى [ 2 ] است كه گوشها را كر مىكند ؟ اين چه قعصعه [ 3 ] است ، شمال در زلزله است و جنوب در رجفان [ 4 ] و اضطراب . كوه و دشت از آهن و فولاد پرگرديده است . آواز توپها مىشنوم ، شعاع اسلحه در آن تيره هوا مانند برق به چشم مىآيد .
كسى كسى را نمىشناسد . عجيب تلاطم خونهاست ، سينهها همه به سمّ ستوران سترده شد . ملتهاى مختلفه درهم ريخته و اشكالهاى متنوعه به هم آميخته است ، دلها پر از خشم و لبها را از غضب مىخايند ! عفريتها با ديوها در ستيزند . خانهها خراب شده و اموالها به نهب و غارت رفته است ! عروسها در گريه و زاريند و مادران بر پسرانشان نوحه مىنمايند . مظلومان منتظر فرج [ 5 ] ، اللّه اللّه مىگويند . چهقدر دشوار است جبال و اوديه [ 6 ] را قطعنمودن ، نهرها پر از خون شده است ، اجير شكم خود شدهاند كه جان خود را برباد دهند ، اينك مزدور تو خانه برادر خود را گرفته اجنبى را در آن اسكان مىكند ، عقاب با پنجه چشم شير را مىكند .
جمشيد [ 7 ] به دماوند گريخته - برهما در كوه هيمالايا در وجد و طرب است . بكرماجيت از شوق سر از قبر برآورده زندگى تازه را اميدوار است . هيرمند و أتك حاجت به پل ندارد .
هامش
[ 1 ] . خوفناك و دهشتناك
[ 2 ] . آوازها و صداها
[ 3 ] . آواز سلاح و اسلحه و آواز رعد
[ 4 ] . يعنى زلزله شديد
[ 5 ] . گشايش
[ 6 ] . جمع واديست
[ 7 ] . يكى از پادشاهان بزرگ پيشداديست كه آن را جم نيز گويند از كارهاى مهم او بناى استخر فارس و تأسيس عيد نوروز است .