طبيب ، هنگامى واقعاً طبيب است كه به تاريخ علوم طبيعى و علوم نباتى آشنا بوده و بداند خواص و منافع هركدام چيست ؟ و آشنا بهعلل امراض و اسباب باشد و هرگاه آشنا به آنها نشد ، نادانى بهتر از علم ناقص اوست . چه طبيب نادان ، سفير عزرائيل خواهد بود و نمىداند كدام دوا را در كجا به مصرف برساند و بالاخره بيمار را به هلاكت مىرساند . لازم است كه طبيب دانشمند باشد و به درهم و دينار چشم نداشته باشد تا بتواند بيماران را به خوبى معالجه نمايد و همانطور كه روح حيات بدن در اثر برخوردها معتدل و كامل مىگردد ، دراثر غلبه يكى از آنها به ديگرى ، تركيب مزاج فساد مىيابد و روح حيوانى از بين مىرود و همچنين روح كامل انسانى هم همين قسم است . هنگاميكه عناصر و روحيات مختلف با يكديگر اجتماع پيدا نمود ، حقيقت فضيلت معتدل كه ركن سعادت خانوادگى است ، به دست مىآيد . و مدار حيات فاضله به آن خواهد بود و اگر يكى از خلقها به ديگر خلقها برترى يافت ، نظام فضيلت فاسد مىشود و زشتى استوار مىگردد و به نيستى و فنا كشيده خواهد شد . چنان كه مشاهده مىنمائيد ، نفس انسانى داراى خلق جرأت و خلق ترس مىباشد و اين دو با يكديگر مقاومت معتدلى مىنمايند و اگر هريك در موقع خود بروز نمايد ، صفت شجاعت توليد مىشود و هرگاه دراثر فقدان شجاعت ، صفت ترس برترى يابد همه حيوانات به او برترى پيدا مىكنند و زندگانى در تمام اوقات مورد خطر قرار خواهد گرفت . و اگر صفت جرئت بر صفت ترس غلبه پيدا كند ، به طوريكه اثرش از بين رود ، تهور آشكارمىشود كه آنگاه خود را به آب و آتش مىزند و بدون دقت و تدبير در هلاكت گرفتار مىشود . و همچنين ناچار است كه صفت امساك و بخشش را كه هردو باهم معارضند ، در مرحله اعتدال نگاه دارد . فضيلت بخشش كه در مورد استحقاق پيدا مىشود و هرگاه امساك برضد صفت ديگر غلبه نمايد ، به طوريكه اضمحلال پيدا كند كه لوازم ضرورى از خوراك و پوشاك را چشمپوشى نمايد ، به تن ضرر مىرساند و به مخارج زندگانى زن و بچه خود كوتاهى كرده و كدورت توليد مىكند و به تيرگى مىكشاند . و هرگاه بخشش از حد گذشت آدمى را به نيستى و فلاكت مىرساند . و همچنين تمام ملكات فاضلهء انسانى واسط ما بين دو طرف متضاد هستند كه ظهور
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٣٦