و هرگاه طبيب نمايانى راهنما باشند و نادانان و بد انديشان پندگو شوند ، جامعه به تيرهبختى و زشتى كشيده خواهد شد . چه راهنماى گمراه و پندگوى نادان ، زشتى اخلاق را به اسم فضائل در جامعه نشر داده و فساد را توليد مىكند . هرگاه مقصد و هدف نيكوئى هم داشته باشد و بهجز خوبى براى مردم نخواهد ، ولى بهعلت نادانى از راه راست و درستى منحرف شده و دور گردد و روانها را به جهل مركب كه بدتر از شرارت ساده است ، مىكشاند ، چه اين دسته پيشوايان كه بهنام اخلاق و فضيلت خود را شناسائى مىدهند ، بهجز گمراهى چيزى نمىآورند و از هدف عالى دور مىشوند . گرچه زشتى را مىپوشانند و مدت زمانى زشتى را سايه افكن مىشوند ، نمىتوانند از آنها عدول نمايند ، مگر بعد از سختى و فشار زيادى و شكى نيست كه اين گونه پيشوايان ، مهربانى و انسانيت را فاقدند و سخنان نيكوئى مىگويند براى آنكه به اغراض فاسده خود نايل شوند . تا به مطالب و هدف نهائى خود نايل گردند و توجهى نخواهند داشت كه افراد جامعه در خوبى يا بدى به سر برند و اخلاق و ادبيات ، عالى شده و يا پست گردد ؟ چه همه آنها را آلتى به دست اشرار و مردم هوا و هوس مىدانند كه هر وقت بخواهند براى فساد جامعه و ملتى از آن استفاده كرده مردم را به پرتگاه برسانند . راهنماى جامعه ، در دو دسته بيشتر از ديگران است : سخنگويان و خطيبان و نويسندگان و مؤلفان كه از آن جمله ارباب مطبوعات هستند و هرگاه واجد شرايطى باشند كه اشاره نموديم ، سزاوار ستايش و اكرام و بزرگوارى هستند و همه بايد از صميم قلب دوستدار آن باشند و اگر خدمت به جامعه و هموطنان خود مىنمايند ، زهى سعادت و خوشبختى و اگر از دسته بدان باشند ، بايد از آنان دورى كرده و از جامعه دورشان ساخت تا آنكه فسادشان به جامعه سرايت ننمايد . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] اين بحث توسط شيخ محمدعبده از درس استاد جمالالدين ، تقرير شده و توسط او در جريده « مصر » چاپ اسكندريه ، در 11 جمادىالثانى 1296 هجرى قمرى چاپ شده است و سپس در كتاب : تاريخالامام محمدعبده ، نقل شده است . شيخ محمد عبده در مقدمه اين بحث مىنويسد : « شب يكشنبه جلسه درس استاد جمالالدين افغانى تشكيل گرديد و گروهى از علماء و فضلاء در مجلس درس شركت نمودند و اينك براى آنكه مردم از بيانات استاد بزرگوار ما بهرهمند شوند ، خلاصه گفتار ايشان را مىآوريم » . و ما ترجمه آن را در اين مجموعه آورديم . و متن عربى آن ، در مجموعه مقالات و رسائل سيد به عربى ، خواهد آمد . ( خ )