جهتى ، ناشى از خشم بود و علت اصلى آن بدگمانى بود . سپس اين مرد پست و بىارج ، مرا همراه يك دسته پليس به سوئز فرستاد و من در آنجا 2 روز توقف كردم و به من اجازه غذا خوردن نداد . رئيس پليس آنچه پولى كه در جيب من و همراهان من بود گرفت . حتى چند عدد تسبيح و دستمالى كه در جيب داشتيم ، گرفتند و گفتند : « افندى ما اينطور امر كرده است » ! . پس از اين اعمال شرمآور ، وقتى كه به طرف قايق رفتم و از آنها پرسيدم چرا به من غذا ندادند ؟ او گفت اين نيز دستور بوده است . او حاضر نشد هيچ چيزى از وسائل زندگى ما را پس بدهد و مىگفت افندى بما امر كرده است كه همهچيز را بگيريم ، ولى اين دستور هم از مصر صادر شده بود كه كتابها و پول مرا قبل از آنكه به بوشهر برسم ، برگردانند ! همهء اين پيشامدها ناشى از اقدامات حزب حليم و اكاذيب آنها بود ( من به او گفتم اين يك نيرنگ پليسى تركى بود ) من از او پرسيدم : چرا پولهائى را كه از جيب ما درآوردهاند پس نمىدهند تا ما بتوانيم در يكى از اين بنادر از كشتى خارج شويم ؟ » او گفت : « نه ! پسدادن پول خلاف دستورات افندى است ؟ ! افندى به من دستور داده است كه آنچه داريد بجز لباسهاى شما ، همهچيز را بگيرم » ! . بالاتر از هر چيزى ، به نظر مىرسد كه طرفداران « حليم » به من خواهند خنديد ، زيرا كه من از خديو حمايت مىكردم و آنها حقيقت را مىدانستند . من اكنون با علم و حكمت و عدالتى كه داريد از شما مىخواهم كه در اينباره از عبداللَّهپاشا فكرى ، فخرى پاشا كاملبيك ، ( دبير خديو ) و شريف پاشا بپرسيد . آنها همه عقيده و رفتار مرا ، وقتى آنجا بودم ، مىدانستند و استقامت و عدالتخواهى من ، از ايمان ثابت من براى آنها آشكار بود . آنها همهچيز را درباره من مىدانند ، پس شما مىتوانيد چگونگى همه اين حوادث را براى خود روشن سازيد . شما خواهيد ديد كه سازمانها و تشكيلات و افراد وابسته به اين حكومت بد هستند و به درد نمىخورند . آنگاه شما خواهيد پرسيد آيا چنين حكومت ظالم و جاهلى مىتواند باقى بماند و خدمت كند ؟ . شما فكر مىكنيد يزيد ، حجاج و تيمور مردهاند ؟ آنها نطفههائى كه از يكى
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٣٠