نزد محمود رفت وتاج خود را به دست خود به او تسليم نمود ! و اين واقعه در سنه 1135 هجرى بود ، آخر هم او را كشتند . شاه طهماسب - جلوس او « 1140 » مدت سلطنت او 9 سال ، وفاتش « 1149 » هجرى . اين پادشاه زمانى كه افغان اصفهان را محاصره كرد ، گريخت و رفت از امپراطور روس امداد خواست كه به عوض اين مدد ، بسيارى از ممالك ايران را به او دهد ! وعثمانى هم كه درصدد اين بود كه مجالى بدست آورد و از ايران هرچه بتواند ببرد . لهذا با روس همدست شده مبالغى از شهرها را بردند كه در تاريخ مسطور است آخر الامر ندرقلى يا « نادر شاه » نزد طهماسب آمد وخدمت او را خواست وخراسان را به اسم او گرفت ، در آنحال محمود افغان از ميان رفته بوده « اشرف » به جاى او بود « ندر قلى » او را قلع وقمع نمود وشاه طهماسب را از پادشاهى خلع كرد و اسم سلطنت را بر سر « عباس ميرزا » پسر او كه شيرخواره بود ، گذارد وشاه طهماسب را هم كشتند . شاه عباس ثالث - جلوس او اسماً « 1149 » مدت سلطنت او نيز اسماً بود و رسماً با ندر قلى . فوتش « 1155 » . دولت وسلطنت صفويه در اينجا منقرض شد وعلت اين انقراض را عقلاى اهل تاريخ بدينجهت يافتهاند كه چون مغرضينى چند در مملكت بودند ، هميشه براى اغراض شخصى نمىگذاردند حكومت آنها بر قاعده وقاون مشورت وشورى بگذرد . اين بود كه آخر بدست مشتى افغان گرفتار شدند ، مىگويند افغانها يك ميليون نفوس را تلف كردند و اين را اول دورهء استبداد خواندهاند .
تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٨٨