الغ بيك - پسر شاهرخ جلوسش « 850 » مدت سلطنتش « 3 » قتل او « 853 » بسيار فاضل بود مخصوص رياضى را خوب مىدانست . زيجى كه به سته معروف است ( در سمرقند ) جمعى با او مخالف بودند . پسرش را اغوا كردند تا پدر را مقتول ساخت و بعد آن پسر را كه عبداللطيف بود اتباع او كشتند ، قصاص پدر را ديد . بابر - و سلطان ابو سعيد - وسلطان حسين ميرزا - وبديع الزمان ميرزا - از محمد خان شيبانى شكست خورده ، در سنه « 920 » وفات كرد . چند نفر ديگر هم در اين ازمنه قليل سلطنتى نمودند . مثل « امير حسن بيك » و « سلطان خليل » و « يعقوب بيك » وغيرهم كه از تراكه « آق قوينلو » بودهاند . قبل از صفويه و در صفحات آذربايجان وغيره . مخفى نماند كه در بعضى از ازمنه مذكوره ، بسيارى از علوم و صنايع وتمدن ايران ما به اقاليم ديگر پىسپار شد و رفت و به جاهاى ديگر ، قرار گرفت وآنجا تكميل شده مردمان جز ايرانيها همه بيدار شدند وايرانيها به خواب رفتند ، اما پس از تيمورىها كمكم ايران رو به ترقى نهاد .
تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٨٤