« فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة ، » پس گوييا بدرستى كه در آويخته است شما را چنگالهاى مرگ .
استعار وصف المخالب لأسباب المنيّة من الامراض و الاعراض .
« و انقطعت منكم علائق الامنيّة - هى طول الأمل - » و منقطع شده است از شما علاقههاى طول امل .
رباعى :
بر جان و تن بيش ( 1 ) بها مى گريم * بر فرقت اين دو آشنا مى گريم
اى جان و تن به يكديگر يافته انس * بر روز جدايى شما مى گريم
« و دهمتكم مفظعات الامور ، » و هجوم كرده بر شما سختيهاى امور . « و السّياقة إلى الورد المورود ، » - الورد المورود النار التي وعد الناس أن يردها ، و قوله تعالى : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ، ( 2 ) و قال - عزّ من قائل - : فَأَوْرَدَهُمُ النّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ( 3 ) أى المدخل المدخول فيه - يعنى بد مكانى است در آمده شده در او كه آن آتش دوزخ است . « و كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ : ( 4 ) سائق يسوقها إلى محشرها ، و شهيد ( 5 ) يشهد عليها بعملها . » و هر نفسى با اوست رانندهء او به محشر ، و گواهى دهنده به عمل او .
چون برآمد جان باقى از خليل * باز پرسيدش خداوند جليل
كاى ز كلّ خلق نيكو بخت تر * در جهان چه چيز ديدى سخت تر
گفت اگر كشتن پسر را سخت بود * در سقر ( 6 ) ديدن پدر را سخت بود
در ميان آتشم انداختن * روزگارى با بلا در ساختن
گر بسى سختى پيچاپيچ بود * در بر جان دادن اينجا هيچ بود
هامش
( 1 ) دا : پيش بها
( 2 ) مريم : 71
( 3 ) هود : 98
( 4 ) سورهء ق : 21
( 5 ) نهج البلاغه : و شاهد
( 6 ) سقر : دوزخ