قال اللّه تعالى خطابا لحبيبه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ ( 1 ) . فى العرائس ( 2 ) : « يعنى الباس كرديم تو را انوار هفت صفت از صفات تامّات ما ، تا متّصف شدى به آن ، و متخلّق گشتى به خلق آن . و سبع المثانى هفت درياى صفات سبعهء قدميه است كه حضرت را - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در آن غسل كرده ، و الباس فرموده او را از انوار آن صفات قدميه كسوت ربوبيّت خويش تا مرآة اللّه باشد در بلاد اللّه و عباد اللّه ، فسقاه من بحر علمه شرابات ، و من بحر قدرته و من بحر سمعه و من بحر بصره و من بحر كلامه و من بحر إرادته و من بحر حياته ، فصار عالما بعلمه ، قادرا بقدرته ، سميعا بسمعه ، بصيرا ببصره ، متكلّما بكلامه ، مريدا بإرادته ، حيّا بحياته . پس آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به علم حقّ تعالى مىداند ، ما كان و ما سيكون ، و به قدرت او تقليب اعيان مىكند در سماوات و ارضين ، و به سمع او مى شنود حركات خواطر ، و به بصر او مشاهده مىكند ما فى الضمائر ، و به كلام او متكلّم مىشود به حقايق ربوبيت و عبوديت و به ارادهء اوست هر چه اراده مىكند ، و به حيات او زنده مى گرداند دلهاى مرده را و ابدان فانيه را . »
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٤٦٦
او منشعب شد و انقسام پذيرفت ، هر كس را به صورتى مناسب او در جلوه آورد .
يوسف صدّيق را بر روى زد * خيمهء خوبى ز سو تا سوى زد
جان داود از صدا بر جوش كرد * صوت او مر خلق را مدهوش كرد
بر كف موسى زد و پيدا نمود * با همه عالم يد بيضا نمود
دم ز احيا بر دم عيسى فكند * شور احيا در همه دنيا فكند
آفتاب مهر احمد اى پسر * از هزاران روزن آرد سر به در
نور علمش عالم آرايى كند * نور رويش عقل شيدايى كند
هامش
( 1 ) الحجر : 87 .
( 2 ) العرائس ، نسخهء خطّى ، ص 309