خطبه 213
من خطبة له - عليه الصّلوة و السّلام - : ( 1 ) « الحمد للهّ العلىّ عن شبه المخلوقين ، » سپاس خداوندى را كه بلند است رتبهء او از مشابهت با خلايق . « الغالب لمقال الواصفين ، » غالب است بر مقال وصّافان . چه به كمال ذات و صفات ممتنع است از احاطهء علم و وصف هر قائل . شعر :
واصفان را وصف او در خورد نيست * لايق هر مرد و هر نامرد نيست
عجز از آن همشيره شد با معرفت * كو نه در شرح آيد و نى در صفت
اى برون از وهم قال و قيل من * خاك بر فرق من و تمثيل من
« الظّاهر بعجائب تدبيره للنّاظرين ، » ظاهر است جلّ شأنه به عجايب و غرايب تدبير او ، نظام عوالم را بر ديدهء ناظران به ديدهء بصيرت .
عجايب نقشها بينى خلاف رومى و چينى * اگر با دوست بنشينى ز دنيا و آخرت غافل
« الباطن بجلال عزتّه عن فكر المتوهّمين ، » باطن است به جلال عزّت از فكر هر متوهّم .
عطّار : ( 2 )
قسم خلق از وى خيالى بيش نيست * زو خبر دادن محالى بيش نيست
ذرهّ ذرهّ در دو گيتى وهم توست * هر چه دانى نه خدا آن فهم توست
برتر از علم است و بيرون از عيان است * ز آنكه در قدّوسى خود بى نشان است
« العالم بلا اكتساب و لا ازدياد ، و لا علم مستفاد ، » دانا است بى علمى كسب كرده
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 213 .
( 2 ) مج : ( عطّار ) محذوف