160 227 و اگر خواستى عيسى را به ياد مى آورى كه به جاى بالش به سنگ تكيه مى كرد لباس خشن مى پوشيد ، خوراك ناگوار مىخورد و خورش او گرسنگى و چراغش در شب ، ماه بود
.
عيش
: زندگى .
راغب در مفردات گويد : عيش مخصوص به حيوان است
( اعمّ از انسان و حيوان ) و آن از حيات اخصّ است كه حيات در خدا و ملائكه و انسان به كار مى رود ، معاش و معيشت هر دو مصدر هستند به معنى عيش و زندگى .
موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء آدم بخيل فرموده : « عجبت للبخيل . . . فيعيش فى الدنيا عيش الفقراء و يحاسب فى الآخرة حساب الاغنياء » حكمت 126
و نيز فرموده : « اوصيكم عباد الله بتقوى الله الذى البسكم الرياش و اسبغ عليكم المعاش » خ 182 262 يعنى شما را لباس فاخر پوشانده و وسائل زندگى را براى شما فراوان كرده اس « معاش » وسائل زندگى .
عائشه
: دختر ابو بكر ، همسر رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه عداوت اهل بيت عليهم السلام او را بدبخت كرد ، و نتوانست راه حق را برود ، از او دفعاتى در « نهج » سخن رفته است دو دفعه با اسم « عائشه » و چند دفعه با تعبير ديگر . در رابطه با معاملهء عائشه با عثمان به اهل كوفه مى نويسد : مردم بر عثمان قيام كردند ، طلحه و زبير نيز آنها را تحريك مى كردند : « و كان من عائشة فيه فلتة غضب » نامهء 1 363 يعنى عائشه نيز به او خشم زيادى داشت .
معاويه به آنحضرت نوشت كه تو طلحه و زبير را كشتى و عائشه را راندى .
حضرت در جواب او نوشت . « و ذكرت انّى قتلت طلحة و الزبير و شردّت عائشة و نزلت بين المصرين و ذلك امر غبت عنه فلا عليك و لا العذر فيه اليك » نامهء 64 454 و گفتى كه من طلحه و زبير را كشتم و عائشه را راندم و در ميان بصره و كوفه ماندم ، مدينه و در آن اعتذارى و اشكالى بر تو نيست ( ربطى بر تو ندارد ) .
در خ 156 218 بعد از فتح بصره كه عائشه در بصره زندانى بود دربارهء فرموده : كينه و عداوت در قلب او نسبت به من مانند ديك آهنگر مى جوشيد ، اگر