الاود » حكمت 202 فرمود : نه بلكه شما شريك من هستيد . در نيرو بخشيدن و يارى از شما خواستن و دو ياريد به هنگام عاجز ماندن و سختى
.
عانه
: كلهّء خران وحشى . دربارهء فتنههاى بعد از خود فرموده : « و من سعى فيها حطمته يتكادمون فيها تكادم الحمر فى العانة » خ 151 210 هر كس در آن تلاش كند خوردش نمايد ، در آن فتنه يكديگر را به دندان مى خايند مانند خران وحشى كه در رمه و كله جمع شوند ، صلوات خدا بر تو باد اى خلّاق سخن
.
عوه
: عاهه : آفت و آسيب و آن يك بار در « نهج » ديده مىشود به امام حسن عليه السلام مى نويسد : « فانّما اهلها كلاب عاوية . . . يأكل عزيزها ذليلها . . . سروح عاهة بواد وعث ليس لها راع يقيمها و لا مسيم يسيمها » نامهء 31 400 دنيا پرستان سگان عوعوكنانند ، . . . نيرومندشان ناتوان را طعه خود سازد شتران آفت زدهاند در بيابان سخت گذر ، نه شبان دارند كه به كارشان رسد و نه چرانندهاى كه به چراشان برد
.
عوى
: عىّ و عوهّ : پارس كردن سگ و گرگ . دربارهء اهل دنيا فرموده : « اهلها كلاب عاوية » نامهء 31 400 كه در « عوه » گذشت يعنى دنيا پرستان سگهاى عوعوكنانند
.
معاويه
: اين كلمه به معنى توله سگ عوعوكننده است
در اقرب الموارد آمد : « المعاوية : الكلبة و جرو الثعلب »
يعنى معاويه توله سگ و بچهّء روباه را گويند .
الحق ابو سفيان نام مناسبى به پسر شومش گذاشته است .
معاوية ابن ابى سفيان عليه لعائن الله ، نام شومش سيزده بار در « نهج » آمده است شش بار در خطبهها و هفت بار در نامهها ، در خ 200 318 فرموده : « و الله ما معاوية بادهى منّى و لكنهّ يغدر و يضجر و لو لا كراهية الغدر لكنت من ادهى الناس . . . و لكلّ غادر لواء يعرف به يوم القيامة » به خدا قسم معاويه از من زيركتر نيست و او حيلهگر است و غدّار ، اگر حيلهگرى بد نبود من از زيركترين مردم بودم . . . براى هر غدّار حيلهگر پرچمى در قيامت بالاى سرش خواهد بود كه با آن شناخته خواهد شد .