معقل
: ( بر وزن مجلس ) پايگاه و ملجاء ، جمع آن معاقل است چنان كه فرموده : « و لا معقل احسن من الورع » حكمت 317 پناهگاهى بهتر از ورع نيست دربارهء مردگان فرموده : « فاسلمتهم المعاقل و لفظتهم المنازل » ح 191 280 ، پناهگاهها آنها را تسليم كرده و منازل آنها را بيرون انداختهاند .
عقيل
: ابن ابى طالب دوّمين برادر امير المؤمنين عليه السلام است ابو طالب سلام اللّه عليه چهار پسر داشت كه هر يك از ديگرى ده سال بزرگتر بودند ، اوّل طالب ، دوّم عقيل ، سوّم جعفر و چهارم امير المؤمنين عليه السلام حالات عقيل مشهور و مفصّل است ، در معجم رجال الحديث فرموده : صدوق عليه الرحمه با سند ضعيف از ابن عباس نقل كرده : على عليه السلام به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد : يا رسول اللّه شما عقيل را دوست مى داريد . فرمود : آرى به خدا او را دو نوع دوست مى دارم يكى خودش را ديگرى براى دوست داشتن ابو طالب او را ، و پسر او در محبت پسر تو ( حسين عليه السلام ) مقتول خواهد شد عقيل در سال پنجاه هجرت به سنّ نود و شش ( 96 ) سالگى از دنيا رفت .
نام او دوبار در « نهج » آمده است ، آنگاه كه امام صلوات اللّه عليه دربارهء خود سخن مى گفت در محضر عموم در خطبهاى فرمود : « و اللّه لقد رأيت عقيلا و قد املق حتى استماحنى من برّكم صاعا . و رأيت صبيانه شعث الشعور غبر الالوان من فقرهم كانّما سوّدت وجوههم بالعظلم و عاودنى مؤكّدا و كرّر علّى القول مردّدا فاصغيت اليه سمعى فظّن انّى ابيعه دينى و اتّبع قياده مفارقا طريقتى فاحميت له حديدة ثمّ ادنيتها من جسمه ليعتبر بها فضّج ضجيج ذى دنف من المها و كان ان يحترق من ميسمها فقلت له ثكلتك الثواكل يا عقيل اتئنّ من حديدة احماها انسانها للعبه و تجرّنى الى نار سجرّها جبّارها لغضبه اتئنّ من الاذى و لا ائنّ من لظى » خ 224 346 و 347 ترجمهء كلمات چنين است .
به خدا قسم برادرم عقيل را ديدم در فقر شديد كه از من از گندم شما ( گندم بيت المال ) سه كيلو خواست ، بچههايش را ديدم كه از فقر موى چركين و تيره رنگ شده بودند ، گوئى چهرهءشان با « نيل » رنگ شده بود ، چند دفعه آن تقاضا را از من كرد من