مىشود ، به يارانش در صفين فرموده : « و عليكم بهذا السواد الاعظم و الرواق المطنّب فاضربوا ثبجه فان الشيطان كامن فى كسره » خ 66 97 ، حمله كنيد به اين سياهى بزرگ ( اهل شام ) و اين خيمهء طنابدار ( خيمه معاويه ) را ، بزنيد از وسط آن ، كه شيطان در پائين آن موضع گرفته است
.
طهر
: مثل قفل پاكى . در لغت آمده :
« طهر طهرا و طهورا : ضدّ نجس »
، « طهور » : پاكى و پاك كننده ، اسم و مصدر هر دو آمده است . « تطهّر » از باب تفعّل : پاك شدن « تطهير » پاك كردن ، نه مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، دربارهء معاويه فرموده : « و ساجهد فى ان اطهّر الارض من هذا الشخص المعكوس و الجسم المركوس » نامهء 45 419 ، حتما سعى مى كنم كه زمين را پاك كنم از اين شخص وارونه و از اين جسد كج انديش . در مقام موعظه فرموده : « فتأسّ بنبيّك الاطيب الاطهر - صلّى الله عليه و آله - فانّ فيه اسوة لمن تأسىّ » خ 16 227 ، اقتدا كن به پيامبر پاكيزهتر و پاكترت ، كه در او سرمشقى هست بر هر اقتدا كننده .
دربارهء انبياء عليهم السلام فرموده : « تناسختهم كرائم الاصلاب الى مطهّرات الارحام كلّما مضى منهم سلف قام منهم بدين الله خلف » خ 94 139 ، نقل كرده آنها را اصلاب كريمه به ارحام پاك ، هر وقت گذشتهاى از آنها رحلت كرد ، جانشينى از آنها براى دين خدا به پا خاست
.
طوح
: هلاكت ، رفتن ، ساقط شدن . و به قولى مشرف شدن به هلاكت ، سه مورد و از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « ضرب بالمشرّفية . . . تطيع السواعد و الاقدام » خ 34 79 زدن با شمشير مشرفى كه بازوها و پاها را ساقط كند .
در نصيحت به خوارج فرموده : « فانا نذير لم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر . . . قد طوّحت بكم الدار و احتلبتكم المقدار » خ 36 80 ، من شما را مى ترسانم از اينكه انداختهها ( جسدهاى انداخته شده ) باشيد در وسط اين نهر ، خانههايتان شما را بيرون انداخته و قضاى الهى شما را در دام انداخته است
.
طود
: كوه بزرگ .
« الطود : الجبل العظيم »
جمع آن اطواد است و فقط دوبار در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء سيل عرم فرموده : « حيث لم تسلم عليه قارّة و لم تثبت عليه اكمة و لم يردّ سننه رصّ طود و لاحداب ارض » خ 166 241 ، يعنى : جائى كه در آن سيل ، زمين هوارى سالم ، و تپهّاى در جاى خود نيايستاد و جريان آن را نه تلاصق كوهى بازداشت و نه ارتفاع زمينى . دربارهء زمين فرموده : « و متونها و اطوادها » خ
طور
: به فتح اول - نزديك شدن
« لا اطور به » به آن نزديك نمى شوم
و نيز