دربارهء اينكه ظلم و كبر از آلات فريفتن شيطان است فرموده : « فانّها مصيدة ابليس . . . فما تكدى ابدا و لا تشوى احدا لا عالما لعلمه و لا مقّلا فى طمره » خ 192 294 ، آنها آلات شكار شيطان است ، هيچ وقت عاجز نمى شنوند و از كسى خطا نمى كنند .
نه از عالمى در اثر علمش و نه از فقيرى در اثر لباس كهنهاش ( كجا مانده جاهل و يا ثروتمند باشد )
طمس
: طمس و طموس محو و كهنه شدن و كهنه كردن ، لازم و متعدى هر دو آمده است آن فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود دربارهء جاهليت فرموده : « ارسله و اعلام الهدى دارسة و مناهج الدين طامسة » خ 195 308 خدا او را در وقتى فرستاد كه نشانههاى هدايت كهنه و راههاى دين محو شده بود
.
طمع
: اميد .
طبرسى فرمايد : طمع : علاقه نفس است به نفع مظنون
نظير آن است : امل و رجاء و نقيض آن يأس است از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است ، جمع آن اطماع آيد .
« طماعية » به معنى طمع است دربارهء شيطان فرموده : « و استحكمت الطماعية منه فيكم » 192 288 و محكم شد طمع شيطان در شما
، « مطمع » : چيزى كه در آن طمع مى كنند ( طمع شده ) جمع آن مطامع است چنان كه فرموده : « اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع » حكمت 219 ، بيشترين قتلگاههاى عقول زير برق چيزهاى طمع شده است .
طمن
: اطمينان : سكون و آرامش خاطر ،
راغب گويد : آن آرامش خاطر بعد از پريشانى است
، سيزده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است « طمأنينه » نيز به معنى اطمينان است
« طامن الشى ء » يعنى شى ء را آرام كرد و پائين آورد
، در وصف آنكه دنيا را با كار آخرت به دست مى آورد فرموده : « قد طامن من نفسه و قارب من خطوه . . . و اتّخذ ستر الله ذريعة الى المعصية » خ 32 75 يعنى نفس خود را پائين آورده ( ذليل كرده ) قدمهايش را نزديك هم نموده و پرده پوشى خدا را وسيلهء گناه قرار داده است .
« و اطمأّنت صفاتهم » خ 33 77 يعنى سنگها و زير پاهايشان آرام و محكم گرديد ، در حكمت 384 فرموده : « و الطمأنينة الى كلّ احد قبل الاختبار له عجز » اطمينان به هر كس پيش از امتحان او ناتوانى است
.
طنب
: ( مثل شتر ) ريسمان طويلى كه سراپردهها با آن بسته مى شوند و نيز ريسمانى كه به ميخ مى بندند ، جمع آن اطناب است و آن فقط يك بار در « نهج » ديده