تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
است ( يعنى تحمّل با رغبت ) استطاعت : قدرت و طلب قدرت است ، موارد زيادى از اين ماده در « نهج » آمده است در حكمت 96 فرموده : « انّ ولىّ محمّد بن اطاع الله و ان بعدت لحمته و انّ عدوّ محمد من عصى الله و ان قربت قرابته » « طائع » اطاعت كننده و آنان كه كار را با رغبت انجام دهد « طواعيه » به معنى طاعت است « اذعانهنّ له بالطواعية » خ 182 يعنى اذعان آسمانها به اطاعت حقّ

طوف

: « دور كردن بر چيزى : « طاف حول الشى ء : دار حوله » « طائف » طوايف كننده . « طائفة » قسمتى از مردم و قطعه‌اى از شى ء است ، از اين مادهّ نه مورد در « نهج » آمده است نزديكى به زنان را نيز طواف گويند در وقفنامهء خويش فرموده : « و من كان من امائى اللاتى اطوف عليهن لها ولد . . . فتمسك على ولدها و هى من حظهّ » نامهء 24 380 .

طوق

: طوق و طاقت : قدرت : « طاق طوقا و طاقة : قدر » طوق به معنى حلقه و گردنبند نيز آيد ، چهار مورد از آن در « نهج » آمده است دربارهء عذاب جهنم نعوذ بالله منها فرموده : « كيف انت اذا التحمت اطواق النار بعظام الاعناق » خ 183 267 چطور خواهد بود حالت وقتى كه حلقه‌هاى آتش به استخوانهاى گردنها بنشيند .

طول

: به ضم اول - ارتفاع و درازى . و نيز به معنى منّت نهادن و نعمت دادن : « طال عليه : امتّن » استطاله : به معنى طولانى شدن و احسان كردن است : « استطلال الشى ء : طال » ، طائل فضل و احسان و نعمت . موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است در حكمت 216 فرموده : « من نال استطال » هر كه عطا كند برترى يابد نظير : « من جاد ساد » و نيز فرموده : « يأتى على الناس زمان . . . يعدّون . . . العبادة استطالة على الناس » حكمت 102 بر مردم زمانى مى آيد كه عبادت را مايهء برترى بر ديگران حساب مى كنند . در وصف قاضيان نا اهل فرموده : « و اكتثر من غير طائل » خ 17 59 و زياد كرد از غير طائل يعنى از چيزهاى خيس و پست ، گويند : « هذا غير طائل اى دون و خسيس » .

طوى

: طىّ : پيچيدن « طوى الصحيفة طيّا : نقيض نشرها » و نيز به معنى كتمان و اعراض آيد « طوىّ » چاه ساخته شده است ، ده مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء غصب خلافت فرموده : « فسدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا » خ
مفردات نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 686 | سيد علي اكبر قرشي