زورمدار ، يا فرو افتادن و سقوط نجات داده باشند ، و اعتقادات نسلهاى جوان و آگاهان هوشيار را نگاه داشته باشند ، و از طبقات محروم حمايت كرده باشند و . . .
تذييل و تفصيل شايد بعضى از مكاتب اقتصادى چنان پندارند كه رشد نظامهاى سرمايه دارى ، و نيز سقوط و متلاشى شدن آنها ، تنها به عوامل مادّى بستگى دارد و عامل انسانى و چگونگى تفكَّرات انسانى را در آنها تأثيرى نيست . ليكن موضوع بر اساس « تصوّر اسلامى » مستند به امورى است كه عقيدهء انسان و تصوّر او از جهان ، و تغييرى كه در نفوس بشرى در پى علَّتهايى حاصل مىشود ، از جملهء آنهاست . آنچه از اين موضوع به بحث فعلى ما ارتباط پيدا مىكند اين است كه تورّم نظام تكاثرى و تصاعد آن ، از خواستنهاى تكاثرى و سرمايه دارى حاصل مىشود . و منشأ اين طلب و خواست ، نفس شخص طالب و اخلاق او است كه با فرهنگ و تصوّر او از انسان و جهان و زندگى وابستگى دارد . و چون آدمى در دوزخ اين خواست تصاعدى بيفتد ، حرص و آز او براى افزون كردن مال پيوسته رو به افزايش مىرود . و از اينجاست كه از دايرهء فطرت انسانى خارج مىشود و از واقعيّت انسانى دور مىگردد ، و به سلامت اجتماع زيان مىرساند ، و با طبيعت زندگى به معارضه برمىخيزد ، چه زندگى بنا بر طبيعت خود ، بر گرد محور عدل و ميانه روى مىچرخد . اين است كه خواست تصاعد يافتهء تكاثرى - از جمله - به اين چيزها آسيب مىرساند :
1 - به خود انسان .
2 - به فطرت متعادل انسان .
3 - به سلامتى جامعهء انسانى و روابط آن .
4 - به عدالت و ميانه روى .
5 - به صلح و امنيّت اجتماع .
6 - به واقعيّت مال و قوام بودن آن .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 565
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٦٥