تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
به دست مىآيد . و امر بديهى و بدون شك آن است كه ابزار زندگى مادى ، يعنى جسد و وابسته هاى آن - كه همه از وسايل رشد و تكامل آدمى است - مىبايد همچون وسايلى براى سلوك مطلوب انسان در راه دست يافتن به هدفهاى نهايى هستى به كار گرفته شود . بنا بر اين ، لازم است كه اين افزارها مانعى براى رسيدن او به فعّاليّتهاى تكاملى فراهم نياورد . پس اگر انسان همهء نيروها و اوقات خود را - به دليل مالدوستى - در كسب مادّى به كار اندازد ، و به مقدّمه ( وسيله ) همچون ذى المقدمه ( هدف ) نگاه كند ، همهء آنچه در اختيار دارد قربانى مادّه و مادّيّات مىشود ، و راه او را براى رسيدن به هدف اصلى مىبندد ، و آنچه را كه بايد كسب كند به دست نمىآورد ، و به آنچه مطلوب است نمىرسد . از اينجا براى انسان آگاه و هوشيار آشكار مىشود كه صرف كردن همهء اوقات عمر و امكانات و فعّاليّتهاى حياتى در كسب مال و افزايش آن ، مرگ واقعى آدمى است و مايهء افت او است و عقب ماندن وى از رسيدن به آنچه شايستهء انسانيّت است . اين است كه متكاثر مرده است و حياتى انسانى ندارد ( هر چند بجنبد و در ميان زندگان رفت و آمد كند ) ، و اهتمامى براى رسيدن به فضيلت و حق و عدل به خرج نمىدهد ، چون - به تصريح « سورهء تكاثر » - تكاثر و افزونطلبى او را از زندگى واقعى بازداشته و به لهو و بيهودگى كشانده است . بنا بر آنچه عرضه داشتيم ، روشن مىشود كه مصرفى گرى اقتصاد تكاثرى و افراطى بودن آن ، و عقب مانده بودن و در معرض هلاك قرار داشتن آن ، هيچ يك امرى عرضى نيست ، بلكه امرى اصلى و عميق است كه ريشه هاى آن در ژرفناى وجود انسان قرار دارد . و به همين جهت قرآن كريم ، متكاثران و دنياداران و مالپرستان را مرده مىخواند ، و در خطاب به پيامبر اكرم « ص » مىفرمايد : * ( إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى ، ) * « 1 » تو نمىتوانى به مردگان چيزى بشنوانى » ، و در جاى ديگر مىفرمايد : * ( وَما يَسْتَوِي الأَحْياءُ وَلَا الأَمْواتُ ) * « 2 » زندگان و مردگان با يك ديگر برابر
هامش
« 1 » « سورهء نمل » ( 27 ) : 80 . « 2 » « سورهء فاطر » ( 35 ) : 22 .