، كلمهء « شيئا » ، به اصطلاح « علم نحو » ، نكره اى است كه در سياق نفى ( در جملهء منفى ) به كار رفته است ، از اين جهت معناى عموم را مىرساند ( يعنى هيچ چيز ، هيچ گونه ستم ) . بايد خواننده اين كلمه را از ياد نبرد تا در « نگاهى به سراسر فصل » ، در بارهء آن توضيحى بياوريم .
همچنين لازم است كه علَّتها و خاستگاههاى ستم را بشناسيم تا بدانيم كه جز از خود مردم سر نمىزند .
2 * ( . . . وَما ظَلَمَهُمُ الله وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ، ) * « 1 » . . . خدا به مردمان ( در هيچ روزگارى ) ستم نكرده است ، بلكه خود به خويشتن ستم مىكردند ، 3 * ( . . . وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ، ) * « 2 » . . . ما به ايشان ستم نكردهايم ، بلكه خود به خويشتن ستم مىكردند ،
حديث
1 الإمام علي « ع » : إنّ الله سبحانه ، فرض في أموال الاغنياء أقوات الفقراء ، فما جاع فقير إلَّا بما منع غنيّ ، و الله - تعالى جدّه - سائلهم عن ذلك . « 3 » امام على « ع » : خداوند سبحان ، فراهم آوردن قوت و روزى فقيران را از
هامش
« 1 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 33 .
« 2 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 118 .
« 3 » « نهج البلاغه » / 1242 ؛ « عبده » 3 / 231 .