رسيدبهايشان آنچه رسيد ، چنان كه مكرّر شنيده خواهى بود ، وتوبهء ايشان قبول نشد ، تا آنكه جمع كثيرى از يكديگر را كشتند ، چنان كه مىگويد :
ديد موسى يك شبانى را بهراه * كو همى گفت اى كريم واى إله
تو كجايى تا شوم من چاكرت * چارقت دوزم ز نم شانه سرت
جامهات دوزم شپشهايت كشم * شير پيشت آورم اى محتَشَم
دستكت بوسم بمالم پايكت * وقت خواب آيد بروبم جايكت
اى فداى تو همه بزهاىمن * وى بهيادت هى هى وهيهاى من
زين نمط بيهوده مىگفت آن شبان * گفت موسى با كيستى اى فلان
گفت با آنكس كه ما را آفريد * وين زمين وچرخ ازو آمد پديد
گفت موسى هاى خيره سر شدى * خود مسلمان ناشده كافر شدى
وين چه ژاژ است و چه كفر است وفِجار * پنبهاى اندر دهان خود فشار