تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 952

مساهمون:

ص٩٥٢
قصيده
من آن عندليبم ز گلشن جدا * كه جز ناله‌ام نيست برگ و نوا اسير شكنج قفس سر به جيب * به دام غريبى ز دست قضا فراق چمن ساخت ديوانه‌ام * به بيگانگى شد دِلم آشنا شد از دست لطف بهار وطن * به غربت اسيرم بغم مبتلا چو ياد آيدم همصفيران باغ * گلستان شود دامن از گريه‌ها مدام آشيانم بُد از برگ گل * كنون مىخلد خار ره زير پا ز دور فلك نيست آسايشم * به گردش قرينيم چون آسيا گهى چون سرشكم روان در سفر * گهى نخل آهم ز سر تا به پا روان لخت دل همره آه ماست * كه گوئى برد برگ گل را هوا به دل هر زمان آتش شعله‌زن * به لب هر نفس وِرد وا حسرتا « 1 » بود مذهبم عشق صافى و بس * ندانم به‌جز مهر و صدق و صفا زلال محبّت بود مشربم * سرشتند خاكم به آب وفا دمى راحت از درد هجران نيم * در اين غربت‌آباد محنت‌سرا پى بازگشتن از خاك هند « 2 » * همى داشتم عزم صبح و مسا ولى رفتن از هند دست تهى * گريبان خاطر گرفتى حيا پى نذر شهزاده گفتم به دل * ضرور است با تحفه بودن مرا به زانوى فكرت نهادم سرى * چنين جلوه‌گر شد رخ مدّعا برم ارمغانى به ايران زمين * ز آثار اين ملك وحشت‌فزا
هامش
( 1 ) دو مصرع : در « د » مقدم مؤخر است . ( 2 ) ز هندوستان : نسخهء بدل .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 952 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )