تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣
ستادم بر اين عزم از پاى دل * كمر چُست بستم به نام خدا مدادى ز خون جگر كرده حِل * نوشتيم بر صفحه آن ماجرا به نام همايونِ شهزاده پس * نموديم عنوان او ابتدا كه شايد در آن بارگاه بلند * قبول افتد اين هديهء پست ما معظّم جناب و معزّز خطاب * مشيّد اساس و مظفّر لوا جهاندار با عزّ روشن‌ضمير * ز هنگام مهد و ز عهد صبا به پيش شكوهش سر چرخ پست * ز جودش بلند است نام سخا وقارش چو لنگر كند در جهان * بيفتد به پشت زمين انحنا ز عدلش عجب نيست گردد درست * اگر بشكند شيشه سنگ جفا شجاعت ز سرپنجه‌اش زورمند * به دست خرد كلك رأيش عصا فروغ شبستان دانشورى * ز رأيش كند مِهر كسب ضياء فلك گرد راه سم مركبش * به چشم كواكب كند توتيا عطارد به بزم سخندانيش * عرق‌ريز گردد ز شرم و حيا زند تيغ بر خصم چون وقت رزم * ز مرّيخش آيد صدا مرحبا گشايد سر ناخن تيغ او * ز سررشتهء مملكت عُقده‌ها عدو فى المثل كوه باشد اگر * كند برق شمشيرش از يك دوتا تفنگ عدو سوز آن صف‌شكن * پى جان دشمن بود اژدها در اين‌جاست ختم سخن و السلام * اجابت ز خلّاق و از من دعا سرير خلافت از او سربلند * سر دشمنش پست در زير پا مسمَّى ب « مرآت الاحوال » شد * پس از ختم اين نسخهء دلربا پى سال تاريخ اتمام او * تفكّر نمودم بشد رهنما دبير خردمند با عقل و هوش * بگفت هست مرآت الاحوال ما