اخلاق و آسايش بخش متوطّنين آفاق ، و ضابطهء دقايق امور پادشاهى ، و واسطه آشنائى درگاه الهى است ، و آن آيهء كريمهء وافى هدايه
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 1 » است .
و از اين جهت است كه : در جمعات خطبا بر منابر به تلاوت آن رطب اللّسان گشته روايح نصائح آن را به مشام حاضران مىرسانند ، و حق جلّ شأنه در اين آيهء شريفه بندگان را به سه صفت امر فرموده كه جامع است بسى حسنات را ، و از سه خصلت نهى فرموده كه شامل بسى سيّئات است .
اوّل : از مأمورات عدل است و آن بهموقع كردن كارها و راست داشتن ميزان حق ميان خلق است ، چون ميان دو كس اگرچه يك طرف خود باشد معامله يا منازعه رو دهد ، پا از سدّ شرع و حدّ نفس الامر بيرون نگذارد ، و جانب خود يا احدى را از متخاصمين به سبب رشوتى ، يا آشنائى و نسبتى منظور ندارد ، رو ديدن خلق را پشت گردانيدن به حق داند ، و براى دوستى احدى خداوند عالم را با خود دشمن نگرداند ، و افعى طول امل را به نمد ياد اجل دندان طمع كند ، و گژدم قلم را به گريبان جان مردمان نيفكند ، و آنچه بر نفس خود نمىپسندد بر ديگران نيز روا ندارد ، خاصّه بر پادشاهان و حكّام مراعات اين معنى زياده لازم است .
چه اين طايفهء عليّه از جانب مالك الملك براى رفع ستم و پاسبانى
هامش
( 1 ) نحل : 90 ، يعنى : همانا خدا خلق را فرمان به عدل و احسان مىدهد ، و به بذل و عطاء خويشاوندان امر مىكند ، و از افعال زشت و منكر و ظلم نهى مىكند و به شما از روى مهربانى پند مىدهد ، باشد كه موعظهء خدا را بپذيريد تا سعادت و بهشت ابد يابيد .