زنان در اين فرقه به حدّى بوده است كه هرگاه زن را به شوهر دادند ديگر احدى او را نمىديد ، حتى پدر و برادر ، و تا دم مردن قدم از خانه بيرون نمىگذارد « 1 » .
بعد از فتح آمريكا اين امر قبيح ، اوّل در قوم « فرانكسيس » شايع شد ، و از آنجا به ساير فرق سرايت نموده است . و از بعضى ثقات « 2 » شنيدهام كه مىگفت كه : در اين اوقات معنى نكاح و زن و شوهرى در قوم « فرانكسيس » بالمره برداشته شده است ، و اگر از ايشان زنى حامله باشد در خانهء هركس كه وضع حمل نمايد طفل از آن اوست ، و در انساب اصلاب را معتبر ندانند ، و گويند كه : بودن طفل از نطفهء اين شخص امر اعتبارى است ، و دفع اين معنى باعث كثرت اولاد است ، زيرا كه هرروز تازه بهدست آيد و به جماع با او رغبتى حاصل مىشود ، و هرگاه زن مستمر با يك مرد بماند طرفين يا يك طرف را اغلب اوقات نفرت حاصل خواهد شد .
خاك سفيدى كه بر موى پاشند
القصّه : نيز از قواعد فرنگان آن است كه مردان ريش و سبال را هرروز تراشند ، و به موى سرخاكى سفيدى است پاشند تا مويها سفيد بهنظر آيند و فرق ميان پير و جوان كمتر شود ، و از زنان ساير الناس ضايع روزگار از فرقهء مسلمانان و هنود « 3 » بدكردار « 4 » كه به رضا و رغبت به حبالهء ايشان درآيند به
هامش
( 1 ) برون : « د » .
( 2 ) از ثقات : « الف » .
( 3 ) هنوديّهء : « د » .
( 4 ) بدكار : « الف » .