معرّى و هميشهء اوقات ايشان مصروف صلاحديد امور مملكت و پادشاه و رعيّت است ، و هريك را « 1 » ضابطه آن است كه اغماض از حق نكند ، و الّا در نظر همگنان خوار و حقير و از درجهء اعتبار ساقط خواهد شد .
و اوّل مشغله ايشان آن است كه : دفتر اخراجات آن سال را كه بهواسطهء وزرا درست شده است بهنظر انصاف ملاحظه مىكنند ، اگر پسنديده شد به حال خود مىگذارند ، و الّا حك و اصلاح مىنمايند ، و جمله كارهاى جديد موقوف بر مشورت ايشان است ، و هرچه بهخاطر پادشاه و امراء يا ساير عقلاى انگليس در امور ملك و اهل آن رسد در « پرلمنت » ظاهر مىنمايند ، اگر آن جماعت پسند نمودند حكم به اجراى آن مىشود ، پس پادشاه و وزرا به انجام مىرسانند ، و الّا فلا .
و در نرخ اشيا و قوانين جزويّه و كليّه كه در امور معاش اهل مملكت يا شهرى مفيد است سخن كنند و قوانين رياست و لشكركشى و تجارت و عدالت و غيرها تمام ساخته و پرداختهء رأى اين جماعت است ، حتّى حدود گنهكاران هم تعلّق به شريعت و احكام سماوى ندارد ، و بنابراين بهحسب اقتضاى وقت و ملاحظهء احوال طبايع در احكام و حدود تغييرات حاصل شود ، گاهى شديد و گاهى سهل سازند .
و طريقهء تعيين عمدة الرعايا چنان كه بهواسطهء ثقات به سماع رسيده است آن است كه عقلاى ساكنين هر بلده و قصبه و قريه در اوطان خود با اشخاصى كه مستدعى خدمت وكالتند در مكان وسيع جمع مىشوند ، پس شخصى خطاب به مردم كرده مىگويد كه فلان و فلان مستدعى خدمت
هامش
( 1 ) از : « د » .