و از اجتهاد آن سر و سرخيل اتقيا * سرسبز گشته اين چمنستان كائنات
ناگه ز يارى و مدد بخت اهل شهر « 1 » * در پتنه شد ورود وى از حسن واردات
بهر نماز جمه كه دارد ثوابها * شد مقتداى جمله خلايق ز حسن ذات
در مسجدى كه بر لب دريا ز سيف خان * دارد بناى محكم آسوده از فوات
شد مقتدى به نيّتِ اجراى اين نماز * در جمع شيعيان ، خلايق بالتفات
دلهاى مؤمنان همه زين مژده برشكفت * برخاست اين نداى بشارت ز شش جهات
در حال وجد از پى تاريخ اين بنا * گفتند قدسيان « بِك قد قامت الصّلاة » « 2 »
و عاليشأن رفيع مكان سعادت و اقبال نشان فرزند مقامى امتياز الدوله ممتاز الملك سيد مهدى على خان بهادر مظفّر جنگ طباطبائى دام عزّه ، خلف ارشد مرحوم سيد محسن بن جنّت آرامگاه سيد غلامحسين خان بهادر سابق الالقاب ، قطعه اين تاريخ را چنين انشاء نمود و آن اينست :
هامش
( 1 ) دين : « الف ، د » .
( 2 ) يعنى : نماز به تو پايدار شد .