رؤيت هلال محرم الحرام سنهء 1225 در بلدهء عظيم آباد و كيفيت عزادارى بىخردان آن بلده « 1 »
پس ماه محرم الحرام سنهء يكهزار و دوصد و بيست و پنج هجرى ( 1225 ) دررسيد ، و پير و جوان به عزادارى مشغول شدند ، و از عادات خبيثهء اين كشور خاصّه آن شهر است ، نواختن دهل و نى ، و آلات سرور و شادى در هنگام سينه كوبى - چنان كه در مجمع الابرار فيضآباد منع كرده بودم و اثر نمود - در اين بلده نيز منع كردم ، اشخاصى كه قربتا الى اللّه تعزيهدارى مىكردند ، و از خدا و رسول - صلّى اللّه عليه و آله - خوف داشتند قبول كردند ، و كسانى كه غرض ايشان نام و شهرت بين العوام بود و در اسلام و كفر مذبذب بودند بر مخالفت مصرّ شدند ، و در جواب گفتند كه از قديم العصر اين عمل معمول به بوده است و ترك آن بدعت است .
و علاوه به آخوند مجلسى - عليه الرحمة - نسبت دادند كه وى نيز در ايّام خود منع نمود ، و در خواب حضرت رسالت مآب - صلّى اللّه عليه و آله - را ديد كه ايشان را بر آن منع توبيخ و تشنيع فرمود ، پس آخوند از خواب بيدار شده دهل در گردن انداخته به تعزيهخانهها رفته به نواختن آن مشغول شدند ، چون چنين ديدم بر منبر ؛ تكذيب آن فرقهء ضالّهء مضلّهء ملعونه نمودم ، و اين معنى را از دل مؤمنين بيرون كردم ، و يك دو كافر صورى و معنوى در اين مرحله در غيبت من سخنهاى احمقانه در توهين شريعت مقدّسه گفتند و به حمد اللّه رسوا و روسياه در نزد خالق و خلايق شدند ، لعنت اللّه على الكاذبين إلى يوم الدين .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .