و نيز ميرزاى معظّم اليه انشاء نمودهاند ، و آن اين است ؛
قطعه « 1 »
در عظيمآباد هند از فضل حق * به حريم عزّت ربّ ودود
مسجدى در مدرسه كز سيف خان * بر لب دريا درِ رحمت گشود
آقا احمد مجتهدِ ذى شرف * شُهرهء آفاق در احسان وجود
آنكه زيبد در مقام مدح او * گفتنش سر خيل « 2 » اصحاب شهود
كرد در وى زنده رسم موعظت * هم نماز جمعه را برپا نمود
در پى تكميل جمع شيعيان * مقتدا شد در ركوع و در سجود
سال تاريخش همى جستم ز دل * گفت هاتف : « شرع را رونق فزود »
و نيز آن عالىشأن فكر نموده است ، و آن اين است ،
قطعه « 3 »
آقا احمد آنكه ز رأى متين او * شد شرع استوار در اين دهر بىثبات
ز انفاس روح پرور آن منبع علوم * بشكفت در حديقهء عالم گل نجات
هامش
( 1 ) شعر : « الف » .
( 2 ) هرچند : « ب » .
( 3 ) شعر : « الف » .