او به جهت زيارت ضريح مقدّس تشريف داشتند ، از خوف در خانهء خود را محكم بست ، و سپاهيان او بر بام رفته به مدافعه مشغول شدند ، فائده نكرد و « 1 » آخر الامر به اقبح صورتى آن سيد مظلوم را نجات دادند ، و اگر حضور مقدّسه در آن روز تشريف نداشت خدا داند كه بر او چه مىآمد ، بههرحال آن ابله فقير چنين تصوّر كرد كه من محرّك مردم شدهام ، و به حضور مقدّسه عرض كرد قبول نفرمود و وى را توبيخ كرد .
تأليف شرح قوت لا يموت « 2 »
مجملا : در آن بلده به سير و گشت صحرا ، و تدريس و صحبت با امراء سابق الذكر مشغول بودم « 3 » ، و در مدت چهار ماه تقريبا شرح جزو « 4 » اول « قوت لا يموت » را به بسط تمام نوشتم ، و آن دوازده هزار بيت است ، اللّهم وفّقنى لإتمامه بمحمّد صلّى اللّه عليه و آله « 5 » ، و بعد از چندى اراده كردم كه رخصت شوم حضور « 6 » مانع شدند .
هامش
( 1 ) و : در « ب » نيامده است .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 3 ) شدم : « ب » .
( 4 ) جزو : در « ب ، ج » نيامده است .
( 5 ) خدايا ! به حقّ محمّد ( ص ) و دودمانش توفيق اتمام آن كتاب را به عطا فرما .
( 6 ) حضور : در « ب » نيامده است ، حضور : درگاه ، آستان ، پيشگاه ، از عناوين دولتى است .