بر لوحهء مس را ملاحظه مىنمود ، و سلوك و رفتار انگريزيه « 1 » و بىاعتنائى ايشان را مىديد ، از سوز دل بعضى از سخنان به آن قوم مىگفت : اين مرحله را عدو مصدّق قول خود مىكرد ، و در حضور نوّاب وزير و انگريزان ساعى شد تا آنكه به اسم قرض خواهان ، اسباب خانهء او را تمام فروختند ، و آن طفل فقير را محتاج به قوت يوميّه نمودند ، و جماعت انگريزيه عهد و ميثاق والد او را دربارهء او فراموش كردند ، و دربارهء ميرزا جعفر - چون در هر باب خيرخواه و غلام جاننثار و فدوى سركار ايشان است - منظور داشتند .
پس محمّد رضا خان در غيرت آمده با نوّاب وزير و انگريز ملاقات نكرد ، و خانهنشين شد ، و بعد از چندى ارتحال نمود ، و از آن اثرى باقى نماند ، و سعادت خدمتگذارى سركار كمپنى انگريز بهادر از او به ميرزاى موصوف به ميراث رسيد .
فصل بيستم راه يافتن جماعت انگريزيّه به شاه جهانآباد ، و منازعهء ايشان با دولت رام سيندهيا ، و جسونت راى هلكر وجات « 2 »
چنان كه سبق ذكر يافت ملك را وزير تقسيم نمود و اين باعث آن گرديد كه ملك جماعت انگريز متّصل به سرحدّ « شاه جهانآباد » شد ، و از مدّتى بود كه اين قوم خواهان و آرزومند اين بودند كه در پايتخت اين مملكت دخل
هامش
( 1 ) انگريز : « ب » .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .