باقر « 1 » جدّ اين فقير كه در آن وقت درحيات بودند ، استجازه نمود ، چون بعضى از علماء در امام اجتهاد يا اذن از مجتهد را شرط مىدانند ، پس از خدمت جناب آقا - قدس سره - درخواست تعيين امام نمودند ، چون در آن ايّام عالى حضرت سيّد دلدار على « 2 » مسائل ضروريه را از خدمت آن جناب اخذ نموده تازه از عتبات عاليات معاودت كرده بود ، و به جز ايشان مقلّد مجتهد حىّ در اين حدود معلوم آن جناب نبود ، آن مرحوم نوشتند كه سيّد دلدار على عادل و قابل امامت است ، با او نماز كنند .
پس حسن رضا خان به جهت ترويج دين ، مجلسى آراست و حكم آقا را بر منبر خواندند ، جمعه و جماعت از آن روز در آن حدود رونق گرفت ، والى الآن از همّت و سعى آن سيّد و الا مقام مستدام و برقرار است ، و در اواخر امر چون امراء اين ملك گوش محضند ، مرحوم مولوى عسكرى از فساد مفسدين از خدمت حسن رضا خان محروم ماند ، و از تراشيدن ريش و پوشيدن طلا و حرير و شنيدن غنا و لهو و لعب تائب شده بود .
و الحق در ابناى نوع خود ، از جملهء خوبان محسوب بود ، و از مصاحبت صوفيّهء ضالّه و حضور مجلس حال آنها نيز توبه كرده بود ، خلطوا عملا صالحا و آخر سيّئا اولئك المرجون لامر اللّه « 3 » ، اللّهم ارحمه و احشره مع الائمة الطاهرين ، صلواتك عليهم اجمعين .
هامش
( 1 ) شرح حال ايشان در صفحهء ( ) آمده است .
( 2 ) شرح حال ايشان در صفحهء ( ) آمده است .
( 3 ) متخذ از سورهء توبه : آيهء 102 و 106 .