نغز گفتار و مصاحبى است پسنديده اطوار ، و در شيراز بيضاء در خدمت فضلا و شعرا و سخنوران غرّا به اعانت آن آب و هوا پرورش يافته است ، در مجلس انس هرقدر كه حاضران مغموم و مهموم باشند مسرور و خرّم سازد ، و در هر وقت صحبت نوى در ميان آورد ، و در محفل تعزيّه و مصيبت حضرت سيّد الشهداء عليه السلام اگرچه حضّار قسى القلب و متفرّق الأحوال باشند ، همه را به گريه اندازد ، به حدى كه بى خود شوند ، در عهد نوّاب آصف الدوله به هند مبتلا شده ، از آن سركار اعزاز يافت ، و به روضهخوانى تعزيهخانه و حسينيه كه در آن بلده بنا كرده است - و ذكر آن خواهد آمد - مفتخر گرديد ، و تا به حال در آن ديار است و به آن خدمت افتخار دارد ، و به آئين شايسته و اخلاص دل به انجام مىرساند .
تا در آن شهر بودم اغلب اوقات به ملاقات آمده به صحبتهاى رنگين زنگ كلفت از كانون سينه مىزدود و در سنهء يكهزار و دوصد و بيست و يك ( 1221 ) عالىحضرت خجسته خصلت ملّا حسن برادر او ، و عاليقدر رفيع مقدار ميرزا على خلف ارجمندش از عتبات عاليات آمدند ، و الحال در خدمتش مىباشند ، بسيار ستوده اطوار و نيكو اخلاقند .
و از اين قبيل اصحاب كمال و معرفت و شأن و صاحبان فضيلت و نشان از عهد آصف الدوله در آن بلده مجتمع شدهاند ، و « 1 » در آن وقت به سبب قدردانى آن مرحوم روزگارى را به خوبى و عزّت مىگذراندهاند ، و حال كه مقتضاى زمانه منعكس شده است به سبب علائق ، قدرت بر فرار ندارند ، اميد كه حقّ - سبحانه و تعالى - همه را نجات دهد و هيچ مؤمنى را به سكونت اين كشور مبتلا
هامش
( 1 ) و : در « د » نيامده است .