تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
رحمت ايزدى پيوسته ، و مال و منال او به حوادث ايّام تلف شده است ، لابد فى الجمله سامانى كه همراه داشت فروخته به مصرف رسانيد و هر روز به اميد بهترى توقّف نمود و بدتر شد . در « 1 » اوانى كه من و عالىجناب مخدومى ميرزا محمّد حسين سابق الالقاب در فيض‌آباد بوديم « 2 » ، چون با ميرزاى موصوف علاوه بر دوستى نسبت خويشى نيز داشت به فيض آباد تشريف آورد ، و رشتهء دوستى فيما بين من و ايشان نيز استوار شد ، و مادامى كه در آن بلده بودم اغلب انيس و مونس بودند ، نهايت مبادى آداب و خجسته اخلاق و خوش تقرير و نيكو تحريراند ، و در طبابت نيز نظر به حديث شريف : « الولد الحلال يشبه بالخال » « 3 » حذاقت و سررشتهء كامل دارند ، اعزّه و امراء احترام وى را منظور دارند و در سلوك زمانى « 4 » قصور نمىكنند ، و لكن افسوس است كه مطلقا از طالع بهره ندارد و زمانه را با وى سازشى نيست .

ملّا محمّد متخلّص به خطا شوشترى « 5 »

و از آن جمله بود : عالىجناب معلّىالقاب ، جامع الاوصاف و المحامد آخوند ملّا محمّد شوشترى كتاب خوان ، متخلّص به خطا ، وى شاعرى است
هامش
( 1 ) و در : « الف ، ب ، ج » . ( 2 ) بودم : « د » . ( 3 ) كشف الخفاء : 2 / 339 با اندكى اختلاف ، علل الشرايع : 1 / 94 باب 85 . ( 4 ) زبانى : « الف ، ج ، د » . ( 5 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .