مير نجف على فاضل « 1 »
عاليحضرت سيادت منزلت ، عالم عامل و مقدس زاهد كامل ، مير نجف على فاضل ، كه از غايت زهد و ورع و تقدّسى كه داشت همكاران از راه حسادت وى را متّهم به تصوّف كرده بودند ، و در اين طول مدّت به جز تقدس از او چيزى نفهميدم ، و از لوازم آن حدود آن است كه بعضى از علماء كه طالب جاه و مرجعيت عواماند اگر ديدند كه عالمى در ميان مردم مشهور شده است و قريب است كه مرجع عوام شود ، وى را گاهى به اخباريّه ، و گاهى به تصوّف نسبت مىدهند .
احوال امام جمعه و جماعت آن بلده
و در آن بلده امرى كه موجب تعجّب من شد و از مراتب فهم و ادراك بزرگان بسيار بعيد بود ، و شباهت بسيار به ايّام خلفاء ثلاثه داشت آن « 2 » بود كه با وجود آن سيد مقدّس عالم صالح ، مير عبد العلى نامى را از اهل قراى « غازى پور » به جهت امامت جمعه معيّن كرده بودند كه قادر بر اداى خطبه نبود ، سهل است كه خطب ديگران را نيز صحيح نمىتوانست خواند ، و بعضى از طلّاب قليل البضاعه آن را معرّب مىكردند ، و مع ذلك باز غلط مىخواند ، و با آن طول مدّت كه امامت مىكرد هنوز اذكار نماز ميّت حفظ او نشده بود ، و نوشته در دست گرفته نماز ميّت را بجا مىآورد ، چون مفتى حمص كه جواب
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) اين : « ب » .