ملقّب به بهادر ميرزاست كه او را من « 1 » پسرخوانده بودم ، و در آن وقت هفت سال داشت .
و ديگرى : نور چشم برخوردار ملقّب به سردار ميرزاست ، و در آن وقت شش سال داشت .
و ديگرى : نور چشم گرامى غضنفر ميرزاست ، و در آن وقت تقريبا چهار سال داشت ، اغلب اوقات ايشان را مىطلبيدم ، و دل محنت منزل را به صحبت ايشان خوش مىداشتم ، رزقهم اللّه نيل السّعادات و ارتقاء الدرجات العاليات بمحمّد و آله سادات البريّات عليهم افضل التحيّات .
ميرزا احمد على خان « 2 »
و از آن جمله بود : عاليجناب عمدة الانجاب ، نقاوة الاطياب ميرزا محمّد على خان بهادر خلف كوچك نوّاب غفرآن مآب محمّد قلى خان شهيد سابق الذكر ، وى نهايت كوچك دل و متواضع و فروتن و شكسته نفس و گوشهگير است ، اغلب به ملاقات تشريف مىآورد « 3 » ، و خاطر حزين را به صحبتهاى رنگين و كلمات شيرين مسرور مىداشت .
هامش
( 1 ) من او را : « الف » .
( 2 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است ، محمّد عليخان : « د » .
( 3 ) آوردند : « د » .