ذكر طلبهاى كه در فيضآباد نزد فقير به تحصيل علوم شرعيه مشغول بودند
مجملا : در آن بلدهء فيض بنياد به سير و تفرّج و تفنّن و خوشگذرانى و تأليف مشغول بودم ، و جمعى از صنف بزرگزادگان و طلّاب و اصحاب معرفت و لباب و تقدّس ، و صلاح ، چون عاليشأن سيادت نشان فرزند مقامى مير محمّد على خلف مرحمت و غفران مآب مير نثار على معتمد سركار جناب عاليه ، و عاليحضرات مير على نقى بن مير بهاء الدّين ، و مير نوّاب ، و ملّا محمّد تقى « 1 » برادرزادهء آخوند ملّا محمّد جواد سابق الذكر ، و ميرزا احسان على بن ميرزا رمضان على ، و جمعى ديگر حاضر مىشدند ، و « الفيهء شيخ شهيد » ، و « رسالهء قوت لا يموت » ، و كتاب « معالم الاصول » ، و « شرايع الاسلام » را مىخواندند ، و فى الجملة علوم شرعيّه را رونقى حاصل شده بود .
در اين اثنا در ماه جمادى الاولى ، يا جمادى الثانيه كه درست به خاطر نيست ، عاليجناب مخدومى ، جناب ميرزا محمّد حسين [ شهرستانى ] از آن بلده به عزم رفتن به عتبات عاليات روانه به « 2 » سمت كلكتّه شدند .
خروج از فيضآباد به سمت لكهنو « 3 »
و به خاطر من رسيد كه بلدهء لكهنو را كه دار الرياسهء آن حدود است نيز
هامش
( 1 ) نقى : « الف ، ب » .
( 2 ) به : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .