ميرزا سيد و صاحب « 1 »
و از آن جمله بود : جامع الفضايل ، و حاوى الفواضل سلالهء دودمان مصطفوى و نقاوهء خاندان مرتضوى ، گل بىخار و برادر عاليمقدار ، عمدة الاعيان جناب ميرزا ابراهيم خان بهادر مشهور به ميرزا سيد ، و « 2 » خلف مرحمت و غفران پناه جنّت و رضوان آرامگاه ميرزا ابو تراب خان حسينى مشهدى از بطن همشيرهء مكرّمهء معظّمهء جناب غفران مآب نوّاب محمّد قليخان بهادر صوبهدار « الهآباد » كه از اقارب و خويشان و بنى اعمام نوّاب شجاع الدوله بهادر سابق الالقاب بود ، و نوّاب معظّماليه چون بسيار شجاع و دلاورش ديد از راه شدّت خوف ، مدّت يك سال وى را در قلعهء « جلالآباد » مقيّد و محبوس داشت ، و بعد از آن به ترغيب والدهء خود نوّاب بيگم و بعضى ديگر شهيدش نمود ، و آخر پشيمان شد ، و لكن سودى نداشت .
وى اميرى است با وقار و متواضع و خجسته رفتار و بلند همّت و تقدّس شعار ، و در جامعيت محاسن اخلاق يگانهء آفاق ، و در حسن سلوك و رفتار با صغار و كبار بىهمتا و طاق است ، اگر اشهب سبك سير قلم را سالهاى دراز در ميدان مدحش جلوهگر سازم مرحلهاى از مراحل فضائلش را طى نخواهد نمود ، قرنها بايد كه چون آن عاليجناب از كتم عدم به وجود آيد ، از خورد و بزرگ كسى را نديدم كه منكر فضائل و خصال پسنديدهاش باشد ، واحدى را برنخوردم كه به ذكر محامد اوصافش رطب اللّسان نباشد .
با منش اتّحاد و دوستى از مرتبهء برادرى گذشته ، كم شبى بود كه تشريف
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) و : در « الف » نيامده است .