دل ، و شكسته نفس و فروتن و متواضع ، و به مجالست و مصاحبت علماء و اصحاب كمال شوق تمام دارد ، و در لحاظ طريقهء آداب دوستى و و داد در غياب و حضور قليل النظير است ، روزگارى را به خوبى و آسودگى مىگذراند « 1 » ، با منش انس و مودّت و اتّحاد به درجهء كمال است .
اغلب اوقات با منسوبان و خويشان خود - كه اغلب آنها از نيكانند - به ملاقات تشريف مىآوردند ، و خاطر حزين را خوش مىداشتند ، و والدهء ماجدهء خان معظّم اليه صبيّهء مرضيّهء مرحوم نوّاب اسماعيل قلى خان بهادر است از بطن صبيّه مكرّمهء منچهلى خانم ، صبيهء وسطى مرحوم حاجى احمد « 2 » برادر والاگهر نوّاب مستطاب غفران مآب ، مهابت جنگ صوبهدار بنگاله .
فرد « 3 »
نژاد از دو كس دارد آن « 4 » نيك پى * ز بهرام گور وز كاووس كى
و عموى خان معظّم اليه مرحمت و غفران پناه سيد غلام حسين خان مصنّف كتاب « سير المتأخرين » است ، و با عالىجناب ميرزا غلام حسين خان خلف مغفور « 5 » حاجى اسماعيل بن آقا علاء الدّين محمّد ، كه ذكر ايشان در اولاد ملّا محمّد صالح مازندرانى گذشت ، فى الحقيقه نسبت خالهزادگى دارند ،
هامش
( 1 ) گذرانده : « الف » .
( 2 ) احمد : در « د » نيامده است .
( 3 ) شعر : « الف » .
( 4 ) اين : « الف ، ب ، ج » .
( 5 ) مرحوم : « الف » .