تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
و از اجداد ايشان جنّت آرامگاه مرحوم مير فيض اللّه قدس سره نهايت مقدّس و صالح بوده است ، و مشهور است كه به ملاقات فايض البركات حضرت صاحب الامر عليه السلام مشرف شده است ، و در آن شهر بود سلالة السادات مير محمّد مؤمن خلف مير محمّد يوسف بهبهانى ، وى از سادات عالى درجات طباطباء است ، و مدّتى است مديد كه از دار الايمان ايران به اين مملكت افتاده است ، و سابق بر اين فى الجملة مايهء معيشتى داشت ، و در اين اوقات تهىدست گرديده ، روزگارى را به عسرت و افلاس مىگذراند و اولاد چند دارد . و نيز در آن بلده بود عالى حضرت ، رفيع منزلت ، خجسته رفتار ، ستوده كردار ، آقا زين العابدين گل گلاب ، خلف مرحوم حاجى محمّد تاجر قزوينى ، جوانى است نيكو اخلاق و مبادى آداب و خوش صحبت ، مادامى كه بودم اغلب انيس و مونس بود ، و در خدمات مرجوعه از خود به قصور راضى نبود . الحق وجودش به جهت متردّدين در انجاح مهمّات نهايت مغتنم است ، و اسامى دوستانى « 1 » كه بعد از معاودت از فيض آباد با ايشان ملاقات ميسّر شده است « 2 » من‌بعد نگارش خواهد يافت .

دزدى [ اى ] كه در داناپور رويداد شد

مجملا : بعد از چند روز روانهء سمت فيض‌آباد شدم ، در منزل « داناپور » كه تقريبا سه فرسخ از عظيم‌آباد دور است ، نصف شب گذشته من و جميع همراهان در خواب بوديم ، جماعت قطاع الطريق بر كشتى ريختند ، بعد از
هامش
( 1 ) دوستان : « د » . ( 2 ) است : در « د » نيامده است .