منگير
و از آن جمله بود « منگير « 1 » » ، و آن قصبهء باشكوه است ، و قلعهء بلند اساس و خندق « 2 » عميقى دارد ، و چون جماعت انگريزيه به جز كلكتّه جاى ديگر را آباد نمىخواهند ، متوجّه تعمير او نمىشوند ، و لهذا مشرف بر خرابى است ، و آن را به وضعى ساختهاند كه اصلا توبگير نيست ، و در داخل قلعه چند خانه از آن قوم هست ، با مردمان سپاهى ايشان ، و مابقى صحراست ، و در خارج قلعهآبادى و محل سكونت مردمان است .
نجّاران با وقوف هوشمند در آن بسياراند و از چوب « سال » كه چوب بسيار سنگين و با دوام و خوشرنگ است ، از قسم صندوق و كرسى و غيره به انواع مختلفه در نهايت تكلّف و صفا مىسازند ، و از آنجا به امكنهء ديگر مىبرند و به آن خوبى در حدود ديگر كمتر است ، و چون به كوه نزديك است ، در قرب و نواحى آن چشمههاى « 3 » بسيار است .
چشمهء آب گرم « 4 »
و از آن جمله چشمهاى است كه « سيتا كند » ش مىنامند ، و از سمت
هامش
( 1 )« Mongyr »شهرى است در ايالت بهار .
( 2 ) بلند اساس و خندق : در « الف » نيامده است .
( 3 ) چشمهها : « الف ، ب ، ج » .
( 4 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .