و گولى « 1 » بسيار نهادهاند ، و مردمان جنگى ايستادهاند ، چنان كه هركه بيند خيال كند كه غنيم « 2 » حاضر است ، و ايشان مستعدّ حرباند ، و در آن ايوانهاى مرتفع بسيار بزرگ ساختهاند ، و تمام آنها را از پائين تا بالا تخته بندى كردهاند ، به وضعى كه به ديوار اتصال ندارد ، و قريب به سه لك تفنگ بر آنها گذاشتهاند ، به نوعى كه هر كدام را كه بخواهند بردارند ، و اگر مجموع را بخواهند ملاحظه كنند ميسّر است ، و بر هر پنجاه تفنگ چند نفر « 3 » معيّنند كه هر روزه آنها را صاف كنند و خالى نمايند و باز پر كرده و بر جاى خود بگذارند .
و آب آن قلعه از چاه است ، و از جزر و مدّ شط كه به خندق آيد و چندين غراب جنگى « 4 » على الاتصال در شط مهيّا ايستاده است .
مجملا : اگر آذوقه كمى نكند افواج « سلم » و « تور » « 5 » به تمادى اعصار و دهور بر آن استيلا نمىتوانند يافت ، و امرا و مردمان صاحب شوكت را در آن قلعه قيد كنند ، و در طريقهء قيد كردن اطوار مختلف دارند كه اين وقت مجال ذكر آن نيست .
و بر السن و افواه مشهور است كه در اوانى كه عالمگير موضعى به جهت بيت التّجاره به اين جماعت داده بود ، خندق مانندى به دور آن كنده بودند ، چون اين خبر به آن پادشاه رسيد حكم كرد كه او را پر كنند ، اين جماعت از
هامش
( 1 ) گولى : گلولهء تفنگ .
( 2 ) غنيم : دشمن .
( 3 ) مرد : « الف » .
( 4 ) كشتى جنگى كه به شكل كلاغ ساختهاند .
( 5 ) سلم و تور : اسم پسران فريدون پادشاه ايرانى است ، و گويند قبر هر دو در شهر سارى مازندران است . ( دهخدا و فرهنگ معين )