تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
به كلكتّه يكى مىشوند ، و از متّصل آن گذشته داخل درياى شور مىشوند ، و به سبب جزر و مد دريا ثقيل و بد مزه‌اند ، لهذا در آنجا به مصرف شرب كمتر مىرسند . و مواضع چند ساخته‌اند ، چون غدير كه آب باران در آن مجتمع مىشود ، و آن را تالاب مىنامند . و چاه‌هاى شيرين نيز بسيار است از آب آنها مىآشامند ، و در تمام حدود هند و دكهن و بنگالا « 1 » گذران مردم خصوص اشخاصى كه در كنار شطوط مقام ندارند به چاه و غدران « 2 » است كه خود ساخته‌اند ، يا خدا سازاند ، و قلعهء اين بندر در يك طرف شهر واقع است ، و شنيده‌ام كه به وضع هندسى پنج در پنج ساخته شده است كه اكثر مردم سكنهء آنجا نيز در آن راه را گم كنند . و دروازهء آن تخته‌اى است كه در شب چون آن را بالا كشند حكم دروازه دارد و چون وا كنند و بر روى خندق افتد تخته پل شود ، و قلعهء آن با زمين يكسان است ، كه از يك تير پرتاب چيزى از قلعه و عمارات به نظر نيايد ، و چون نزديك روند اندك‌اندك معلوم شود ، لهذا توپ‌گير نيست . و بر اطراف و بالاى قلعه و اندرون آن توپها از حدّ شمار افزون گذاشته‌اند ، به حدّى كه گويا در و ديوار و خشت عمارات تمام از توپ است ، و مع ذلك دائم چند كارخانهء توپ سازى در آن هست كه تمام ايّام به ساختن و ريختن آن مشغولند ، و در پاى هر توپى باروت « 3 »
هامش
( 1 ) بنگاله : « الف ، ب ، د » . ( 2 ) غدران : جمع غدير يعنى : گودال . ( 3 ) بارود : « ب ، ج ، د » .