تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

ذكر پونه « 1 » و بتخانه آن

بعد از چند روز وارد « پونه » كه شهر وسيع و مقرّ رياست جماعت « مرهته » است شدم ، و آن شهر سابق بر اين بسيار آباد بوده است ، و به سبب شدّت قحط و غلا و ستم اعادى بسيار ويران شده است ، و مذكور مىشد كه سابق بر اين روزى هفتاد هزار روپيه سبزى در آن به مصرف مىرسيده است ، و فرمانفرماى آن را پيشوا گويند ، و جميع هنود او را بزرگ مىدانند ، و در آن بتخانه‌اى است كه زياده از كرور روپيه جواهر و اسباب در آن است ، و بسيار محترم است ، و چند سال است كه جماعت انگريزيه در آن شهر نيز دخل كلّى كرده‌اند ، و به اسم نوكرى آنجا را نيز به احاطهء خود درآورده‌اند .

ذكر ميرزا على اكبر

و در آن شهر بود عاليشان معلّى مكان ميرزا على اكبر خلف مرحمت و غفران پناه حاجى آقا محمّد منجم استرآبادى كه در خدمت انگريزى - كه صاحب كلان آنجا بود به خدمت انشاء « 2 » قيام داشت ، به ملاقات آمد و ضيافت و رسوم آدميّت را معمول داشت ، جوانى است نيكوكردار و خجسته اخلاق و ظريف ، و بعد از نه روز روانه سمت مقصود شدم ، و در اثناى راه بلاد و قراى معموره بسيار ديدم .
هامش
( 1 ) پونه : شهرى در هند ، در ايالت بمبئى ، داراى آب و هواى معتدل . ( فرهنگ معين ) ( 2 ) انشاء : ديوان ، وزارت يا اداره‌اى كه مكاتبات دولتى در آنجا صورت مىگرفت .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 359 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )