تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و تنهء عقب او به مثل فيل ، و گردنش مانند گردن شير ، و چشم و گوش و دهان بسان گاو ، زهى نقش طرازى قدرت كه چندين صور در يك پيكر جلوه‌گر گردانيده ، جسد او سخت‌تر از اجساد ديگر جانوران است كه تير و نيزه و تفنگ و شمشير كمتر بر او كارگر مىشود ، و يك شاخ در وسط پيشانى بر بينى دارد كه سلاح او همان است ، و نهايت عدوات با فيل دارد ، و اغلب اوقات بر او غالب و به همان شاخ شكم فيل دريده او را مىكشد ، و به قوت و توانايى بر ديگر جانوران صحرايى نيز غالب است ، توالد و تناسل او نيز در صحرا مىشود ، گرفتار كردنش خالى از اشكال نيست ، در سر كار سلاطين و امراء به ندرت مىآرند .

گاوميش صحرايى « 1 »

ديگر : گاوميش صحرايى كه نهايت جرأت دارد و اكثر شير را مىكشد ، خصوص هرگاه كه چندى با هم مجتمع باشند ، و گاهى امرا و سلاطين هم تماشاى اينها مىنمايند ، خواه با همدگر بجنگند ، خواه با شيرى كه او را در دامى بزرگ محكم - كه اصطلاح هند « باره‌اش » مىگويند - گرفته راه برآمدنش مسدود كرده باشند جنگانيده ، نشاط مىاندوزند ، و موجب حيرت نظارگيان مىشوند ، و اين شكار « 2 » خاصّهء هندوستان است . همچنين گاو گجراتى نهايت جلدرو « 3 » و تيز رفتار است ، مىگويند در
هامش
( 1 ) عنوان : در « الف ، ج ، د » نيامده است . ( 2 ) كار : « ب ، ج » . ( 3 ) جلدرو : چابك .