و مشارع « 1 » متعارفه بر روى اكثر نهر و درياچه قنطره « 2 » استوار ، بر درياهاى زخّار « 3 » كشتيها طيّار ، مهمان سراها براى نزول مسافر و آرام متردّدين در اكثر شوارع « 4 » ، و در هرجا اغذيه و اشربهء مطلوبهء ضروريّه موجود و مهيّا ، اكثر راهها آراسته ، و در بعض جا درختان سايهگستر ميوهدار و بىميوه ، و چاهها و تالابهاى لبالب از آب خوشگوار .
و اين مملكت از جانب مشرق و جنوب و طرف « تهته » به درياى شور اتصال دارد ، و به طرف شمال كوهى كلان كه ابتدا و انتهاى آن پيدا نيست سه فصل دارد : زمستان و تابستان ، و « برشكال برسات » « 5 » كه آغازش از انجام جوزا و انتهايش از ابتداى ميزان مىشود ، سرآمد « 6 » فصول اين ولايت است ، و كثرت بارش موجب پيدائى « 7 » زراعت و افزايش حاصلات و ارزانى غلّات است .
اگرچه در بعضى از اقطار زراعات بر چاهها هم مىشود و در برخى از اطراف سيلابه هم هست امّا اكثر اراضى محتاج به بارش آسمانى است ، و از اين جهت مدار اكثر زراعت بر باران است ، و بيشترين زمين صالح ؛ كه در
هامش
( 1 ) جمع « مشرع و مشرعه » : راه .
( 2 ) قنطره : پل ، جسر .
( 3 ) زخّار : پرآب و موّاج .
( 4 ) جمع « شارع » : خيابان .
( 5 ) موسم باران را « برشكال برسات » گويند .
( 6 ) آمد : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 7 ) پيداى : « د » .