نشده اصرار بر قتلش داشتند . آنجناب « 1 » به دربار گيتىمدار تشريف برده درخواست عفو و گذشت از قتل نمودند . حضرت ظل اللّه نظر به حسن ارادت و عقيدت ، عفو فرمودند ، و در اين اوقات با اهل و عيال در پايهء سرير و سلطنت در دار السلطنهء طهران داخل امراء عظيم الشأن و مقرّب حضور سلطانى مىباشند ، و اخوان گرامش عاليجاه رضا قلى بيك و عاليجاه اجلال دستگاه مرتضى قلى خان با همشيرههاى معظّماتشان در كرمانشاهان مىباشند .
و حكومت آن حدود با آنكه قرنها بود كه تعلق به اين دودمان داشت ، از سوء تدبير امير روشن ضمير از اين خاندان بيرون رفت و محمّد على خان شام بياتى قاجار به حكومت منسوب شد ، و بعد از چند وقت نظر به سوء رفتار نائبش بالنسبه به خدّام ذوى الاحترام آن جناب « ( 2 ) » و تمرّد از حكم آن سرور ، از دربار عظمتمدار فرمان عزلش رسيد ، و عاليجاه فتحعلى خان قاجار خلف بندگان ميرزا محمّد خان بيگلر بيگى دار السلطنه حاكم گرديد ، وى در نهايت خوبى و حسن ارادت با آنجناب رفتار مىكرد .
تاريخ فوت مرحوم والد قدّس سرّه
و در اواخر عمر دختر عباس خان زند را كه از بنى اعمام على مراد خان زند است در حبالهء خود درآوردند ، و در ايّام حكومت فتحعلى خان سابق الالقاب در مزاج شريفش مرض اسهال عارض شد ، و در يوم جمعه و عيد مبعث از سنهء يك هزار و دو صد و شانزده [ 1216 ] در عين زوال در اثناى نماز
هامش
( 1 ، 2 ) آقا محمّد على .