رونق شكن بازار بلغاى شيرين مقال بود ، كسى از معاصرينش را با وى دعوى همسرى نبود ، « 1 » در هنگام موعظه اگرچه به طول مىانجاميد ، گاهى سررشتهء كلام را من البدايه الى النهايه از دست نمىداد ، و مطالب از هم گسسته نمىشد .
جمع فرموده بود ميان دو صفت متضادّه حسن صحبت و بشاشت ، و رعب و هيبت ، در منادمه « 2 » به حدّى بود كه با طفلى هم كلام مىشد ، و در رعب چنان بود كه حكّام سنگدل هميشه از ايشان خوف و بيم در دل داشتند ، و به اين سبب در عهدش رعايا و زيردستان از ظلم و ستم حكّام و ظلّام ، در مهد امن و امان بودند ، كيفيت صحبت و معاشرت و رفتار و مقالات آن جناب با پادشاه گيتى پناه آقا محمّد خان قاجار در ايّامى كه حسب الخواهش او به دار السلطنهء طهران تشريف برده بود بر السنه و افواه مشهور است ، خوفا من طول الكلام نگارش نشد و بر مذاهب و عقايد مختلفهء اهل اسلام و كفر نهايت مطلع بود ، و اگر به ذكر فضايل و خصال جميلهاش بپردازد رشتهء كلام گسسته مىشود .
مصنّفاتش خصوص « 3 » كتاب « مقامع الفضل » به مضمون
هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ
« 4 » بر جامعيتش گواهى است ناطق .
مجملا با والد ماجد خود مدتى در بهبهان تشريف داشته باز به عتبات عاليات مراجعت فرمود . و اوّل تصانيفش « رسالهء قطع القال و القيل فى انفعال
هامش
( 1 ) و در : « د » .
( 2 ) منادمه : همنشينى .
( 3 ) خصوص : در « د » نيامده است .
( 4 ) سورهء جاثيه ( 45 ) : 29 .