تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
وعباراتش ظاهر است در آنكه غرضش تمسخر واستهزاء به شيعه است ، وظاهراً همين مراد عبدالملك بن عمير لخمى بوده است ، در وقتى كه در كربلا در عسكر عمر بن سعد بود ، و چون يكى از اصحاب سيد الشهدا از اسب بر زمين مىافتاد و هنوز رمقى داشت ، عبدالملك مذكور پياده مىشد ، او را تمام كش مىكرد وسرش را مىبريد ، ومىگفت منظور من راحت اوست . و از ادلّهء تسنن مولوى ، آن است كه معاويه را مؤمن پاك اعتقاد مىداند ، بلكه از جملهء اولياش مىشمرد ، چنان كه از مكالمهء او با ابليس - كه در مثنوى به نظم آورده - مستفاد مىگردد ، ومختصرى از آن حكايت آن است كه : ابليس در وقت نماز معاويه را بيدار كرد ، معاويه برخاست وابليس را ديد ، گفت : غرض تو از بيدار كردن من چيست ؟ ابليس وجهى گفت ومعاويه آن را رد كرد ، تا آخر راستش را با معاويه گفت كه : غرض من اين بود كه مبادا به سبب خواب نماز جماعت از تو فوت شود ، و تو را از فوت ثواب فضيلت جماعت تأسف وسوز ودردى حاصل گردد ، و ثواب اين حال ثواب صد نماز است ، پس بنابراين تو را بيدار كردم كه از اين ثواب عظيم محروم نشوى ، پس معاويه تصديق قولش نمود « 1 » . وكذب اين حكايت ظاهر است ، ومقتضاى آن اين است كه : معاويه را خوب مىدانسته ، ويافته بود كه از پاكى اعتقادش از فوت نمازش او را سوز ودردى حاصل مىشد ، وحال آنكه مدتها با حضرت امير جنگ كرد وبسيارى از اكابر صحابه از مهاجر وانصار را به قتل آورد ، كه از آن جمله عمّار بن ياسر بود ، كه حضرت در شأن او فرموده بود : « تقتله الفئة الباغية لا أنالهم اللَّه
هامش
( 1 ) مثنوى : 2 / 67
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 53 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )